هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
449
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
بجنگد همچنانكه پسر عمويش پيامبر خدا در فرود آمدنش با آن جنگيد . آرزو و اميد داشت كه با اين كشتگان ، با دشمنان اسلام به نبرد مىپرداخت تا رسالت پاى بر جا مىماند و به كانال درست خود قرار مىگرفت دوباره توجهش به كشتههاى - طرفين سوق داده شد و از اينكه يارانش در جهاد به همراه پيامبر را اين گونه كشته طمعها و هواهاى خود مىديد ، قلبش به درد مىآمد و بر آنها ترحم آورد و بر ايشان نماز گزارد و به خانوادههاى ايشان اجازه داد تا كشتههاى خود را دفن كنند و به هيچ كس از آنهايى كه طلحة و زبير در حق فرزندان ، برادران و عشايرشان ظلم و تعدى كرده بود اجازه نداد كه چيزى از اموال فراريان را به خود اختصاص دهند مگر سلاحها و كالاهايى كه آلت جنگ قرار گرفته بودند و به آنها فرمان داد تا بقيهء اموال را به صاحبان آنها بازگردانند و فرمود : در اين جنگ غنيمتى براى طرف پيروز وجود ندارد و يكى را گسيل كرد تا در بصره ندا سر دهد هر كس چيزى متعلق به خود را شناخت آن را بگيرد . و در برخى روايات آمده كه گروهى از يارانش بر آن بودند تا بر همهء آنچه كه متمردين از خود بجاى گذاشته بودند دست يابند و اصرارش كردند تا اجازهء اين كار را به ايشان بدهد درست همانگونه كه در ديگر جنگها و نبردها عادت بدان داشتند . در پاسخشان فرمود كه در ميان اسيران مادرتان عايشه است چه كسى مىخواهد سهم خود را از وى بگيرد ؟ اعم از اينكه اين روايت درست باشد يا نباشد قدر مسلم آن است كه او همه را مورد عفو قرار داد و به كسى اجازه نداد تا چيزى از اموال متمردين را بگيرند و بدون ترديد اگر عايشه و ارتش او پيروز شده بود جسد كشتههاى طرف مقابل را مثله مىكردند و همه اموال شكستخوردگان حتى زنان و كودكانشان را براى خود مباح مىدانستند و از ارتكاب هيچ جنايت و انتقام و خشونت و وحشتى ، ابا نداشتند . امير المؤمنين على بن ابى طالب در تمامى جنگهايى كه با دشمنان داخلىاش و آنها كه از وى روى بر تافته بودند داشت در پى بىآن نبود كه همچنانكه در مورد دشمنان عمل مىكرد ، هدفش پيروزى با سلاح و مهمات و ابزار جنگى بر آنها باشد بلكه مىجنگيد تا ارتشى از مسلمانان فراهم آورد و به يارى آن احقاق حق كند و عليه ستم و ستمكاران و طاغوتهاى مستبد و نيز در جهت استوارى بخشيدن به بنيادهاى اسلام در دل و جان مردم تا همچون غريزه و فطرت آنها در آيد ، بكارش گيرد لذا وقتى وارد بصره شد از